تبليغاتX
بچه هاي سمپاد (راهنمایی علامه حلي كرمان)
بچه هاي سمپاد (راهنمایی علامه حلي كرمان)
خانه آرشیو لینکستان پست الکترونیک تماس با ما
جایی برای همه سمپادی ها ثبت دامنه آپلود عکس گالری تصاویر بلاگفا
ذخیره سازی علاقه مندی خانگی کن تبادل لینک RSS 2.0
نام کاربری:   کلمه عبور: 

خاطرات شخصي
موضوعات
 

 

 
 
 
افراد آنلاین
 
جدیدترین مطالب
   
آرشیو مطالب
   
 
مرتبط با :
ارسال شده در: یکشنبه یکم شهریور 1388
دوستان عزیز از این به بعد تمامی اطلاعات علمی این وبلاگ به وبلاگ

kavosh75.blogfa.com

که مدیر آن هم خودم هستم انتقال میابد.            حتما نظر بگذارید

 

                                            علی

نوشته شده توسط علي يوسف زاده ,

  ترین ها
مرتبط با :
ارسال شده در: جمعه یازدهم اردیبهشت 1388

مرتفع ترین پایتخت جهان
مرتفع ترین پایتخت جهان، شهر لاپاز، در بولیوی است.
این شهر 12 هزار پا از سطح دریا ارتفاع دارد. 
 

 بلندترین صدای جهانش
بلندترین صدای جهان، صدای گردش زمین به دور خودش می باشد
و آنقدر شدید است که اگر ما بشنویم فورآ خواهیم مرد. 

بلندترین شمع جهان در نمایشگاه استکهلم در سال 1897 به نمایش گذاشته شد
که ارتفاعش 24/38 متر و قطرش 2/59 متر بود. 
ساختمان 100 طبقه موسوم به جان هنکاک سنتر در شهر شیکاگو، با 343/5 متر ارتفاع، بلندترین مجتمع آپارتمانی در جهان به شمار می رود.

بلندترین ساختمان بانک
ساختمان 72 طبقه فرست بانک تاور (First Bank Tower)
بانک مونترال در شهر تورنتو در کانادا با 284/98 متر ارتفاع، بلندترین ساختمان بانک در دنیا است.  زیباترین و بلندترین ساختمانها
ساختمان های شهر نیویورک در کشور آمریکا،
زیباترین و بلندترین ساختمان های جهان معرفی شده اند.

بلندترین کوه های جهان
عموما فکر می شود که بلندترین کوه های جهان در تبت قرار دارد . ولی اگر خاطرات مسافران به قطب جنوب بررسی شود، آنان از کوه هایی صحبت کرده اند که بسیار بلندتر از اورست است .

بلندترین بادگیر
بلندترین بادگیر در ایران در شهرستان ابرکوه در استان یزد قرار دارد. این بادگیر زیبا به صورت یک بادگیر بزرگ در پایین و یک بادگیر کوچکتر برروی آن می باشد.
این بادگیر در خانه آقازاده قرار دارد و مربوط به عصر قاجار می باشد.

بلندترین جرثقیل سیار
جرثقیل 810 تنی مارک "روزن کرانزک 10001" بلندترین جرثقیل سیار در جهان است.
قدرت بالابری ( حداکثر وزن بار ) آن 984 تن و طول بازوی متحرک آن 202 متر است.

بلندترین طناب
برای مسابقات طناب کشی که در جشنواره سالانه ناهاسیتی ( در اوکیناوای ژاپن ) در اکتبر 1995 برگزار شد، طنابی به طول 172 متر و قطر 1/54 متر از الیاف گیاه برنج تهیه گردید. 
وزن این طناب عظیم الجثه 26/73 تن بود. 

نوشته شده توسط علي يوسف زاده

  در باره جف هاردی یکی از قهرمانان بزرگ کشتی کچ
مرتبط با :
ارسال شده در: شنبه پنجم اردیبهشت 1388

نام: جفری نیرَو هاردی Jeffrey Nero Hardy

تولد: 31 آگوست 1977


مكان: كمرون، شمال كارولاینا

قد: 6 فوت و 2 اینچ (185 سانت)

وزن: 225 پوند (112 كیلو
)

رنگ موی طبیعی: قهوه ای روشن


وضعیت ازدواج: دوستی بسیار طولانی با بت (Beth)

آموزش و پرورش: مدرسه ی ابتدایی كمرون و مدرسه ی راهنمایی یونیون پاینز


آموزش دیده توسط: دوری فانك (جی آر)

حركت فینیشینگ: سوانتون بامب
(Swanton Bomb)

موسیقی ورودی WWE: مرگ از بالا
(Death from Above)

موسیقی ورودی TNA: Modest، تهیه شده توسط خودش


شروع كشتی كج: 1993

شروع WWE: 1998

شروع
TNA: 2004

قهرمانی ها
:

NDW Light Heavy Weight Champ

NWA 200 Tag Team Champ

OMEGA Tag Team (3)

Heavyweight Champ

NCW Heavyweight

Light Heavyweight Champ

WWE Tag Team Champ (5)

WCW Tag Team Champ (1) with Matt Hardy

Intercontinental Champ

Light Heavy Weight Champ

European Champ

Hardcore Champ

قهرمان نسبتا سنگین وزن
NWA

قهرمان تگ- تیم
NWA

3
بار قهرمان تگ- تیم امگا


 قهرمان سنگین وزن

 قهرمان سنگین وزن NCW

 قهرمان نسبتا سنگین وزن


5  
بار قهرمان تگ- تیم WWE

 قهرمان گروهی WCW به همراه مت هاردی


 قهرمان بین قاره ای

 قهرمان نسبتا سنگین وزن

 قهرمان اروپا

 قهرمان هارد كر

نوشته شده توسط علي يوسف زاده

  تار عنکبوت
مرتبط با :
ارسال شده در: شنبه پنجم اردیبهشت 1388
بسیار تا بسیار شرمنده ام .

اوه اوه اوه نگا کن از بس اینجا نمیام وبلاگم عنکبوت زده .

خوب چه کار کنم ؟؟ فشار درسی بیشتر شده حوصله منم کمتر.

ولی تابستون جبران میکنم.

نوشته شده توسط علي يوسف زاده

  خوش به حالش
مرتبط با :
ارسال شده در: چهارشنبه سی ام بهمن 1387
سلام دوستان.

بالاخره بعد از یک ماه دوباره وقت شد به وبلاگم سر بزنم. یه خورده تنبلی کردم وگرنه آنقدرها هم سرم شلوغ نبود. تا به خودمون جنبیدیم دوباره امتحانای ارزشیابی شروع شد. وای وای از دست این امتحانا. بگذریم. چه خبرا ؟ من که معدل ترم اولم ۱۲/۱۹ شد. شما رو نمیدونم.

راستی امروز یه خبر خوب شنیدیم. خواهر کوچولوی من (فاطمه) به عنوان کوچکترین وبلاگ نویس استان کرمان انتخاب شده. امروز کلی خوشحال بود چون فردا  برای مراسم  تجلیل  باید بره هتل پارس. ( خوش به حالش چند ساعتی از شر مدرسه راحت میشه)

فعلا خدافظ                               

 

نوشته شده توسط علي يوسف زاده

  نفس راحت
مرتبط با :
ارسال شده در: دوشنبه سی ام دی 1387
سلام دوستان من دوباره اومدم.

امتحانا تموم شد و ما همه نمره هامونو گرفتیم . شکر خدا خوب شدن . دوباره اومدم ببینم وبلاگم در چه حاله !!!

ما میخواییم یه سایت برا مدرسمون درست کنیم . بچه ها دارن کار میکنن . کلی پول جم کردیم . هر وقت که سایتمون آماده شد آدرسشو میذارم. از بعد از امتحانا فرصت سر خاروندن نداشتم تا حالا . هر عصر باید برم یه جایی . یه روز کلاس زبان - روز بعد دندونپزشکی - روز بعدش رادیولوژی برای گرفتن عکس از دندونم - دوباره کلاس زبان - روز بعد خرید و ... نتونستم بیام سروقت وبم. حالا هم دیگه دیره باید برم تا بعد بای

نوشته شده توسط علي يوسف زاده

  عاشورا
مرتبط با :
ارسال شده در: جمعه بیستم دی 1387
چه-زنجیری-زدم-امسال-!! امسال سیری زنجیر زدم . این عکسم بابا

بی خبر ازم گرفته

نوشته شده توسط علي يوسف زاده

  فرمول
مرتبط با :
ارسال شده در: پنجشنبه دوازدهم دی 1387
  
چه قدر بده ولگردی تو اینترنت
 
آدم سرش درد میگیره.
 
درباره یه کشتی از دزد های دریایی قرار بود تحقیق کنم.
 
تو گوگل سرچ کردم ولی همه چیز پیدا شد به غیر از اونی من میخواستم.
 
فرمولی=
 
                چیز هایی که پیدا شد   =  چیزی که من می خوام  ــ (شیر مرغ تا جون آدمیزاد)
 
آدم وقت خودشو هدر میده هیچی هم پیدا نمیکنه.
 
به نظر من تاب بازی از این مفید تره .
 
                                                               
 
نوشته شده توسط علي يوسف زاده ,

  معرفی
مرتبط با :
ارسال شده در: پنجشنبه دوازدهم دی 1387
گفتم بهتره یه چیزی که به درد شما هم بخوره بذارم.

اینم آدرس یه سایت برای شکلک وبلاگ=http://www.elija.blogfa.com/

اینم چند تا نمونه=

 

  امیدوارم خوشتون بیاد.

نوشته شده توسط علي يوسف زاده ,

  قیام 10 دی
مرتبط با :
ارسال شده در: سه شنبه دهم دی 1387
اگه گفتین امروز چه روزیه

به نظر من زیاد به مغزتون فشار نیارین.چون نمی فهمین.

(پس چرا پرسیدم)

تو مدرسه ما یه مشکلی پیش اومده. تا تقی به توقی میخوره میگن فلان کار نکنین.

بهونه گیر آوردن که آموزش و پرورش بخشنامه داده. ولی فکر میکنین بچه ها زیر بار میرن؟

امروز دیگه میگن تو مدرسه هیچ نوع بازی نباید بکنیم.

امروز یه نفر که اسمشم رو نمی گم با یه نفر دیگه که اسم اونو هم نمیگم رفتن دفتر برای اعتراض.

مثل مردم نوار غزه کنار دفتر شعار میدادیم.

ولی تا مدیر می اومد متفرق میشدیم .

بقه خبرا به من نرسیده.ولی خیلی با حال میشه اگه همچین چیزی تو بخشنامه نباشه.

ولی اونا هم حق دارن. اگه جلوی امثال منو نگیرن

وضعیت ما هم میشه مثل یه نفر که بازم اسمشو نمیگم.

(بیچاره به سر رفته تو زمین.الآن هم فکر کنم اوضاش ناجوره.)

من فقط اینو نوشتم که به عنوان یه حادثه تاریخی تو خاطرات سمپاد کرمان باشه. 

مگرنه منظور خاصی نداشتم.

بقیشو وقتی فهمیدم بهتون می گم.

باز هم سایونارا    

نوشته شده توسط علي يوسف زاده ,

  نکته
مرتبط با :
ارسال شده در: دوشنبه نهم دی 1387
دوستان عزیز قالب این وبلاگ هر چند وقت یه بار عوض میشه.

اینو گفتم که تعجب نکنین.

سایونارا   (منظورم همون خدا حافظ بود.)

نوشته شده توسط علي يوسف زاده ,

  وضعیت قرمز
مرتبط با :
ارسال شده در: دوشنبه نهم دی 1387
این قدر از خوبی های مدرسه نوشتم .

حالا بذارین واقعیت رو براتون روشن کنم .

 واقعیت اینه =      داریم بیچاره میشیم

بذارین براتون توضیح بدم=                              (نکات کلیدی)

ریاضی=کچل کردن                                        فیزیک=منفی

شیمی=ضایع شدن                                      فارسی= هوش خلاق

اجتماعی=تحقیق                                         زبان=امتحان

                     تاریخ که دیگه نمی خوام حرفشو بزنم.

                     

قصدم توهین به کسی نبود.

فقط می خواستم وضعیت خودمو بگم.

حالا منو درک می کنین؟

(هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستیم)

سازمان حمایت از بچه های سمپاد.

 

 

 

نوشته شده توسط علي يوسف زاده ,

  شیر تو شیر
مرتبط با :
ارسال شده در: دوشنبه نهم دی 1387
جدیدا آدرس وبلاگ یه سمپادی رو پیدا کردم.

نمیدونین توش چه خبره !

قسمت نظرها رو تبدیل کرده بودن به چت روم.

واقعا شیر تو شیره .

شما هم اگه نظر میذارین چت روم راه نندازین.

اگر هم پیشنهادی درباره وبلاگ دارین اون رو هم بفرستین.

ممنونم..............

نوشته شده توسط علي يوسف زاده ,

  Marine animals
مرتبط با :
ارسال شده در: یکشنبه هشتم دی 1387

What are the marine animals ? it's the question you ask if you have never read about this word.

Animals do live in the sea are marine animals. Like fishes , sharks , dolphins and so on .

some of the marine animals are so good but some of them are ugly or dangerous like sharks , octopuses and crabs .

octopus has eight tentacles . where the octopuses scare they throw some inks.

 Whales are the biggest animals in the sea. Blue whale and killer whale are two kinds of whales . the killer whales are very dangerous but not for us . they just eat seals .

 we can see lots of marine animals in the big aquariums and enjoy watching them.

 

 Written by Ali Yousefzadeh  1387/10/7

 

نوشته شده توسط علي يوسف زاده ,

  سراب
مرتبط با :
ارسال شده در: پنجشنبه پنجم دی 1387

سراب ؛وقتي هوا به آينه تبديل مي شود

«خواب مي بينم؟»؛ اين جمله آنتونيو ميناسي، دريانورد ايتاليايي بود. او وقتي از راه دريا به طرف شهر رجيو كالابريا حركت مي كند با منظره شگفت انگيزي روبه رو شد. قصرهاي با شكوهي با برج هاي بلند بر روي آب شناور بودند و از همه عجيب تر گروهي سواركار بودند كه بر سطح دريا مي تاختند.او در سال ۱۷۷۳ ميلادي، آنقدر از ديدن اين صحنه ها هيجان زده شد كه يك كتاب درباره آنها نوشت

اما چيزهايي كه او ديده بود هرگز روي آب وجود نداشته است. اين تصويرها و سواران، همه تصويرهاي مجازي بودند كه در هوا نقش بستند. امروزه ما به اين تصويرهاي شبح مانند كه گاه پيدا و گاه ناپديد مي شوند، سراب مي گوييم. در روزگار قديم مردم فكر مي كردند كه ظاهر شدن و ناپديد شدن اين تصويرها كار جادوگرهاست.


سراب فقط بر روي دريا ظاهر نمي شود بلكه در هر جايي كه لايه هاي گرم و سرد هوا با هم در تماس باشند، اين پديده ممكن است ظاهر شود. در مرز ميان اين دولايه از هوا، اتفاق جالبي مي افتد. هوا در اين قسمت به آينه تبديل مي شود و شعاع هاي نور را منعكس مي كند. از آنجايي كه همه تصويرها به وسيله شعاع هاي نور منتقل مي شوند، ما چيزهايي مي بينيم كه در حقيقت وجود ندارند. سراب وقتي ديده مي شود كه هوا تبديل به آينه شود و تصويري كه ديده مي شود خاصيت همان تصوير درون آينه را دارد؛ تصويري مجازي.


براي مثال در بيابان ها و صحراها هميشه سراب ديده مي شود. آن جا هوايي كه نزديك شن هاي داغ است بسيار گرم تر از لايه هاي بالاتر هواست. به همين دليل اغلب، از دور درياچه هاي بزرگي ديده مي شود. بيشتر صحرانوردان تشنه از فاصله دور درياچه هاي پرآبي مي بينند و با خوشحالي فرياد مي زنند: «آب! بالاخره به آب رسيديم!» و سريع تر قدم برمي دارند تا زودتر به آب برسند. اما هرچه مي روند، درياچه هم عقب تر مي رود. چرا كه اصلاً درياچه اي كه ديده مي شود وجود ندارد و در حقيقت انعكاس تصوير آسمان است كه روي زمين ديده مي شود.


گاهي تصويرهاي منعكس شده افقي و روي سطح زمين نيست بلكه در ارتفاع و عمومي است. مثلاً گاهي كوه هاي يخي كه در دريا ديده مي شود، در واقع در آن نقطه قرار ندارد يا گاهي تصوير چيزهايي كه در لايه هاي زيرتر آب قرار دارد، روي سطح آب منعكس مي شود. بسياري مي گويند وايكينگ ها، جزيره گرين لند را به اين ترتيب كشف كرده اند. حتي گروهي از پژوهشگران معتقدند گزارش هايي كه از هزار سال پيش درباره وجود جزيره آتلانتيك داده مي شود، هم نوعي سراب بوده است.

 

نوشته شده توسط علي يوسف زاده ,

  نكته...........
مرتبط با :
ارسال شده در: چهارشنبه چهارم دی 1387
دوستان عزيز

از اين به بعد علاوه بر موضوع هاي شخصي مطالب علمي هم مينويسم.

مثلا..............................

نوشته شده توسط علي يوسف زاده ,

  تجدید قوا
مرتبط با :
ارسال شده در: چهارشنبه چهارم دی 1387
با سلامی دوباره.

 وای که چقدر خسته بودم وقتی از سر جلسه امتحان بلند شدم. اومدم خونه و یه راست اومدم سروقت وبلاگم. دیدم یه نظر از یه دوست سمپادی از آمل دارم. خیلی خوشحال شدم و رفتم تو وبلاگ اونا . بابا اونا خیلی از من پیشرفته ترن . من برای دل خودم مینویسم و دیر به دیر آپ میکنم. ولی اونا نه. خلاصه خستگی از تنم رفت . کلی شارژ شدم.

ما چهار تا از امتحانامونو دادیم . دیروز امتحان ریاضی داشتیم . سوالات ریاضی خیلی جالب تایپ شده بود!!!!! مثلا سوال داده بودن بعد آخر سوال بعد از علامت سوال یک کروشه یسته بودن . من از آقای آباریان که مراقب امتحان بود پرسیدم آقا این کروشه ای را که اینجا بستن کجا بازش کردن ؟  همه زدن زیر خنده. تازه فهمیدم که چه حرف جالب و خنده داری زدم . خودمم شروع کردم به خندیدن.

 هنوز خیلی  از امتحانامون  مونده. دیگه باید یواش یواش برم .  اینترنت یه جوریه که آدم بهش عادت میکنه و نمیخواد  ولش کنه. تا سروصدای مامان و بابام درنیومده باید تمومش کنم. بازم در اولین فرصتی که پیش اومد برمیگردم. تا بعد

نوشته شده توسط علي يوسف زاده ,

  عيد قربان مبارك
مرتبط با :
ارسال شده در: سه شنبه نوزدهم آذر 1387
سلام به همه دوستان خوبم. عيدتون مبارك. انشاالله به يمن اين عيد مبارك خدا همه حاجتاتونو روا كنه.

هرچند كه امروز بايد شاد باشيم ولي مگه اين معلما ميذارن. ما فردا سه تا امتحان داريم. باورتون ميشه سه تا زنگ داريم و سه تا امتحان . پس معلومه كه چقد به ما خوش ميگذره. ولش كنين. شما چه طورين؟

 امروز سر ميز صبحانه يكي زنگ در خونه رو زد. بابام رفت درو باز كرد. همسايه مون برامون گوشت قربوني آورده بود. چه بوي خوبي داره گوشت تازه . من كه تا به حال بوي گوشت تازه را احساس نكرده بودم برام خيلي جالب بود. مامان ميگفت ياد عيد قربوني افتادم كه آغام براي مادربزرگم گوسفند قربوني كرده بود. ما دو سه روز زودتر گوسفند گرفته بوديم و اونو توي باغچه به يه درخت انار بسته بوديم. من و مسعود (دايي مسعودم) به گوسفنده علف ميداديم. پوست هندونه ميداديم و خدا خدا ميكرديم كه عيد نشه چون ميدونستيم كه عيد كه بشه اصغر آغا قصاب مياد و گوسفنده رو ميكشه. خلاصه روز عيد شدو اصغر آغا اومد. من و مسعود رفته بوديم توي انباري خونه و گوشامونو محكم گرفته بوديم تا صداي گوسفنده رو نشنويم. هرچه كه ما دو تا را صدا كرده بودند ما جواب نداده بوديم تا اينكه مامان  (مامان بزرگم) مارو تو انباري پيدا كرده بود. وقتي كه رفتيم تو حياط ديديم كه سر گوسفنده توي يه ظرفه و لاشه اش به داربست انگور آويزونه . اينقدر گريه كرديم كه نگو. يادمه كه تا چند روز اصلا گوشت نخورديم .

مامان كه اينارو تعريف ميكرد من هم اون صحنه هارو مجسم ميكردم. خلاصه يه فيلم تراژدي اول صبحي ديدم. خوشحالم كه من اون روز نبودم چون با اون ماجرايي كه مامان تعريف كرد من تا آخر عمر م گوشت نمي خوردم هر چند كه الان هم ميونه خوبي با گوشت ندارم.

براي امروز بسه. كلي از درسخوندنم عقب افتادم .

تا بعد. 

 

نوشته شده توسط علي يوسف زاده ,

  زندگي
مرتبط با :
ارسال شده در: دوشنبه هجدهم آذر 1387
سلام. بالاخره هوا صاف شد. پنج روز هوا ابری و بارانی و گاهی هم برفی . بعد از ۸سال خشکسالی این اولین باری بود که چند روز پی در پی آسمون میبارید. کلی خوشحال بودن مردم . ولی من یه سرمایی خوردم که نگو. مجبور شدم برم دکتر و آنچه که میترسیدم سرم اومد. آمپوووووووول.

امروز بهترم و دارم میرم مدرسه .وقتی برگشتم سر فرصت یه پست خوب میذارم. پس فعلا بای

نوشته شده توسط علي يوسف زاده ,

  تلفن سکه ای
مرتبط با :
ارسال شده در: دوشنبه یازدهم آذر 1387
 

آخ ! چرا میزنی؟ مگه تقصیر منه که چکتو برگشت زدن!؟!!

میبینید؟ عجب آدمهایی پیدا میشن ها ! با طلبکارش حرفش شده عقده هاش رو سر من خالی میکنه. با این حال من بهش حق میدم. حلا این به کنار . چند روز پیش چند تا بچه اومده بودن با پیچ گوشتی افتاده بودن به جونم. قلک پولم رو شکستن و تموم پولهامو ورداشتن و زدن به چاک.

 بعد از چند دقیقه یه یارویی چشمش به من افتاد.فکر کنم اگه خبر قبول شدن تو کنکور رو بهش میدادن اینقد خوشحال نمیشد. خلاصه اومد و یه سکه انداخت تو و چون قلکم خراب بود پول رو از اون طرف برداشت. بعد شماره گرفت و گفت : الو ! آتش نشانی ؟ خیابون فلان آتیش گرفته . بعد تلق گوشی رو گذاشت. فکرشو خوندم . میخواست دوباره مردم رو بذاره سر کار . خودم رو به نفهمی زدم و نگذاشتم شماره بگیره. اونم یه مشت نثارم کرد و رفت. بعد از چند روز دو سه تا بچه اومدن و منو از جا کندن و بعد ......

خب مهم نیست ولی باید بدونین حالا من دیگه تلفن نیستم. من بازیافت شدم و الان یه قالپاق ماشینم. خداکنه دزدا سراغ من نیان که اصلا حوصله ندارم.

این اولین داستان طنزی بود که نوشتم .البته به عنوان انشا سر کلاس خوندم.

 

نوشته شده توسط علي يوسف زاده ,

  سلامی دوباره
مرتبط با :
ارسال شده در: دوشنبه یازدهم آذر 1387
سلام دوستان . بعد از وقفه ای حدودا پنج ماهه دوباره برگشتم. مشکلی برام پیش آمده بود . راستش رو بخواهید رمز ورودم رو فراموش کرده بودم. در کل دوباره وبلاگی با قالبی متفاوت راه انداختم. انشا الله این یکی رو دیگر خوب حفظ خواهم کرد. از خودم بگم . من علی یوسف زاده دانش آموز سال دوم راهنمایی مدرسه تیزهوشان علامه حلی کرمان هستم. به درس ریاضی علاقه خاصی دارم  

به کامپیوتر و بازیهای کامپیوتری ارادت خاصی دارم.

در کل بچه بدی نیستم. بازیگوش و شیطون ولی درسخون و باهوشم. ( چقدر از خودم تعریف کردم) کلاس زبان هم به زور پدر و مادرم میرم. از همه همشاگردیهای کلاسم بهتر انگلیسی میفهمم و صحبت میکنم. این رو مدیون پدرو مادرم هستم. چقدر هم که من قدردانم.

فعلا بیش از این نمیتونم بنویسم. فردا کلی درس دارم . برام نظراتونو بنویسین تا من هم بهتر بنویسم. ممنون  بای بای.

 

نوشته شده توسط علي يوسف زاده ,

درباره وبلاگ
 
سلام. من علی یوسف زاده هستم .اهل کرمان و از بچه های سمپادم(سال دوم مدرسه راهنمایی علامه حلی) . میخوام در این وبلاگ خاطرات شخصی . مطالب علمی . داستانهای طنز و شعر بنویسم. خوشحال میشم اگه بعد از خوندن مطالبم نظر خودتونو بنویسین.ممنونم.
 

 
لیست دوستان

My daily memories
سوتله
هانا كوچولو
دختر خورشيد
صداي سمپاد از كاشان
((سمپاد آمل))
سمپاد تهران
شكلك ها
وبلاگ مامان و همكاراش(گروه زبان انگليسي ناحيه 2 كرمان)
روزنامه رودبار زمین
يك سمپادي مشهدي
قالب وبلاگ
 

 
بخش ویژه
<

قالب و كدهاي جاوا > <
بهترين كدهاي جاوا اسكريپت
> <
قالب و كدهاي جاوا > &
تاريخ هجري شمسي TABLE align="center">

RSS
 
 
Copyrights This Blog  © 2008 | Designed By : Sampad-Amol

aliyousefzadeh

علي يوسف زاده

aliyousefzadeh

http://aliyousefzadeh.blogfa.com

بچه هاي سمپاد (راهنمایی علامه حلي كرمان)

بچه هاي سمپاد (راهنمایی علامه حلي كرمان)

بچه هاي سمپاد (راهنمایی علامه حلي كرمان)

سلام. من علی یوسف زاده هستم .اهل کرمان و از بچه های سمپادم(سال دوم مدرسه راهنمایی علامه حلی) . میخوام در این وبلاگ خاطرات شخصی . مطالب علمی . داستانهای طنز و شعر بنویسم. خوشحال میشم اگه بعد از خوندن مطالبم نظر خودتونو بنویسین.ممنونم. خاطرات شخصي

بچه هاي سمپاد (راهنمایی علامه حلي كرمان)

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog